استادیار گروه فقه و مبانی حقوق، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه علوم اسلامی شهید محلاتی ره، قم، ایران. دانش آموخته سطح چهار
چکیده
این پژوهش با هدف تبیین مبانی فقهی دستیابی به توان بازدارندگی هستهای در مواجهه با تهدیدات وجودی انجام شده است. تهدید وجودی در این مقاله به صورت ملموس با استناد به جنگ ۱۲ روزه، بهویژه جنگ رمضان، و نیز تهدیدات صریح دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مبنی بر «نابودی تمدنی» ترسیم شده است. لذا رویکرد تهدیدمحور ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران در قالب فشار حداکثری و محاصره اقتصادی ماهیتی وجودی به خود گرفته، از این راه این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد استنباط فقهی به واکاوی مستندات فقه امامیه میپردازد و کلیه متغیرهای فنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظایر آن خارج از حیطه این پژوهش هستند. یافتههای تحقیق نشان میدهد قاعده فقهی ضرورت با احراز شروط چهارگانه (قطعیت تهدید، فقدان راهکار متعارف، تناسب اقدام با خطر و عدم دخالت در ایجاد خطر)، توسعه بازدارندگی هستهای را نه تنها به عنوان یک حق، بلکه در قالب «تکلیف حاکمیتی» در شرایط تهدیدات وجودی تجویز میکند. از منظر فقهی، این راهبرد در ذیل «حکم عزیمتی» و مبتنی بر اصل «تقدیم اهم بر مهم» در تزاحم قابل تبیین است. بر اساس یافتههای این پژوهش، راهبرد بازدارندگی هستهای در چارچوب قاعده ضرورت، دارای وجاهت فقهی و راهبردی است. این پژوهش نشان میدهد که تلفیق حکمت فقهی و عقلانیت استراتژیک میتواند الگویی بومی و اثرگذار برای مدیریت تهدیدات وجودی و تحکیم پایههای امنیت ملی ارائه دهد.